صحنه یکم
{16 اردیبهشت 87.عصر. برفی و همسر در نشیمن خصوصی نشسته اند. برفی ماگ شیر نسکافه داغ در دست داره به طرح و رنگ مخلوط شدن شیر و نسکافه نگاه میکنه. رگه های قهوه ای سوخته در زمینه ی سفید. همسر مشغول دیدن تی وی و زدن روی کانالهای مختلفه که ییهو رو یه کانال ثابت میشه .کانال یک رسانه ملی و اخبار ساعت 19. موضوع ملاقات اح مد ی نژ اد و رییس کمیته ی بین المللی پارالمپیک}
همسر : برفی اینجا رو ببین
برفی : کجا رو؟
همسر : نگاه کن توروخدا رییس کمیته ی بین المللی پارالمپیک رو یه معلول گذاشتن. اون وقت ما چکار میکنیم؟ نماینده پارالمپیکمون یه بچه اخ ون ده ری شو که اصلا نمیدونه معلولیت چیه تا برسه ورزش یه معلول
برفی : اره دارم میبینم.!
همسر : نماینده ی فیفا تو جهان یه فوتبالیسته ولی تو ایران باورت میشه یه سیاستمداره؟ این یارو کش فی ان که ... بوده و ... بوده.
برفی : ای بابا من نمیدونستم.
همسر : همه چی همین جوره من اصلا نمیفهمم چرا اینجا همه چی بر اساسه..... هستش
آخه کجای دنیا اینجوریه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟.
برفی : هیچ جا عزیزم فقط این خراب شده.
صحنه ی دوم
{ 17 اردیبهشت 87 . صبح.برفی روی مبل راحتی هال نشسته و به همسر و پسرش نگاه میکنه همسر هم پسر رو در بغل گرفته و مشغول بازی با فسقلی شیطون هست. گل دختری رفته مدرسه و حدود هفت و بیست دقیقه ی صبح هست.}
برفی : میدونی دیشب داشتم میخوندم این نمایشگاه کتاب دم درش گشت ارشاد وایستاده به خارجیا هم گیر میده و ارشادشون میکنه.
همسر : خوب؟
برفی : خوب نداره من اصلا نمیفهمم که این یعنی چی؟ حجاب اجباری ارشاد اجباری نماز اجباری روزه اجباری
همسر : کجا نماز اجباری بوده؟
برفی: ما که تو مدرسه بودیم اجباری بود به الان نگاه نکن که خاتمی اومد و یه کمی اوضاع عوض شد اونم که همین محمود داره عین اولش میکنه با این وزیر ار شا دش .خوندم از تو نمایشگاه حدود سیصد عنوان کتاب رو جمع کرده و گفته ده درصد کتابها مشکل حاد دارن. اصلا من نمیفهمم این دین چرا همه چیش اجباریه مگه خود قران نگفته لا اکراه فی الدین؟اخه کجای دنیا اینجوریه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟.
همسر: همه جا همینجوریه !. تو فکر میکنی که مثلا تو امریکا یه ادم مذهبی دو اتیشه ریشو پشمو رو میذارن مدیر جایی بشه؟
برفی: چه ربطی داره. باز مثل م لا ها کم اوردی گیر دادی به دشمن بزرگ و استکبار جهانی؟
پ.ن 1-البته ربطشو بعد از نوشتن این پست فهمیدم. همسر احتمالا هنوز تو باغ دیشبی بوده
پ.ن 2-
ابتداي بيست و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران بيش از 300 عنوان کتاب داراي مجوز از سوي وزارت ارشاد جمع آوري و توقيف شده است.وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در گفت و گو با تلويزيون جمهوري اسلامي اعلام کرد 10 درصد کتاب هاي منتشر شده نيز "مشکل حاد" دارند.
پ.ن 3-
پ.ن 4-
این شماره ی 2 و 3 رو از بی حجاب گرفتم.
{16 اردیبهشت 87.عصر. برفی و همسر در نشیمن خصوصی نشسته اند. برفی ماگ شیر نسکافه داغ در دست داره به طرح و رنگ مخلوط شدن شیر و نسکافه نگاه میکنه. رگه های قهوه ای سوخته در زمینه ی سفید. همسر مشغول دیدن تی وی و زدن روی کانالهای مختلفه که ییهو رو یه کانال ثابت میشه .کانال یک رسانه ملی و اخبار ساعت 19. موضوع ملاقات اح مد ی نژ اد و رییس کمیته ی بین المللی پارالمپیک}
همسر : برفی اینجا رو ببین
برفی : کجا رو؟
همسر : نگاه کن توروخدا رییس کمیته ی بین المللی پارالمپیک رو یه معلول گذاشتن. اون وقت ما چکار میکنیم؟ نماینده پارالمپیکمون یه بچه اخ ون ده ری شو که اصلا نمیدونه معلولیت چیه تا برسه ورزش یه معلول
برفی : اره دارم میبینم.!
همسر : نماینده ی فیفا تو جهان یه فوتبالیسته ولی تو ایران باورت میشه یه سیاستمداره؟ این یارو کش فی ان که ... بوده و ... بوده.
برفی : ای بابا من نمیدونستم.
همسر : همه چی همین جوره من اصلا نمیفهمم چرا اینجا همه چی بر اساسه..... هستش
آخه کجای دنیا اینجوریه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟.
برفی : هیچ جا عزیزم فقط این خراب شده.
صحنه ی دوم
{ 17 اردیبهشت 87 . صبح.برفی روی مبل راحتی هال نشسته و به همسر و پسرش نگاه میکنه همسر هم پسر رو در بغل گرفته و مشغول بازی با فسقلی شیطون هست. گل دختری رفته مدرسه و حدود هفت و بیست دقیقه ی صبح هست.}
برفی : میدونی دیشب داشتم میخوندم این نمایشگاه کتاب دم درش گشت ارشاد وایستاده به خارجیا هم گیر میده و ارشادشون میکنه.
همسر : خوب؟
برفی : خوب نداره من اصلا نمیفهمم که این یعنی چی؟ حجاب اجباری ارشاد اجباری نماز اجباری روزه اجباری
همسر : کجا نماز اجباری بوده؟
برفی: ما که تو مدرسه بودیم اجباری بود به الان نگاه نکن که خاتمی اومد و یه کمی اوضاع عوض شد اونم که همین محمود داره عین اولش میکنه با این وزیر ار شا دش .خوندم از تو نمایشگاه حدود سیصد عنوان کتاب رو جمع کرده و گفته ده درصد کتابها مشکل حاد دارن. اصلا من نمیفهمم این دین چرا همه چیش اجباریه مگه خود قران نگفته لا اکراه فی الدین؟اخه کجای دنیا اینجوریه؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟.
همسر: همه جا همینجوریه !. تو فکر میکنی که مثلا تو امریکا یه ادم مذهبی دو اتیشه ریشو پشمو رو میذارن مدیر جایی بشه؟

برفی: چه ربطی داره. باز مثل م لا ها کم اوردی گیر دادی به دشمن بزرگ و استکبار جهانی؟

پ.ن 1-البته ربطشو بعد از نوشتن این پست فهمیدم. همسر احتمالا هنوز تو باغ دیشبی بوده
پ.ن 2-
ابتداي بيست و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران بيش از 300 عنوان کتاب داراي مجوز از سوي وزارت ارشاد جمع آوري و توقيف شده است.وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز در گفت و گو با تلويزيون جمهوري اسلامي اعلام کرد 10 درصد کتاب هاي منتشر شده نيز "مشکل حاد" دارند.
پ.ن 3-
صفارهرندي:ما نشستهايم كه كسي به خدا و پيغمبر نسبت ناروا ندهد و اصلاً يكي از وظايف ماهمين است".
وی درحالي 10 درصد کتاب ها را داراي مشکلات حاد دانست و براي چندمين بار درپاسخ به علت تاخير صدور مجوز نشر و افزايش سانسور، نويسندگان و ناشران را متهم کرد که هفته گذشته در نشست خبري نمايشگاه بين المللي کتاب تهران نيز ازنويسندگان و ناشران ايراني خواسته بود خودسانسوري کنند.پ.ن 4-
این شماره ی 2 و 3 رو از بی حجاب گرفتم.
+ نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 10:0  توسط برفی
|